ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

292

تاريخ گيلان ( فارسى )

سبيلا مثل فتور غريب شاه مشاهده نشده بود 5 / 8 - ساغ شده بود تأليف نمايد 5 / 69 / 6 - چون واقعات مذكوره ، حسب الواقع به تحرير واقع نشده بود ، به فكر آن افتاد كه شمه‌اى از حالات ملوك و سلاطين مازندران و گسكر و آستارا و لنگركنان كه در عصر و زمان تسلط و استيلاى سلاطين صفويه به وقوع رسيده بيان سازد تا معلوم شود كه چگونه انقراض دولت ايشان شده ، از بيوفائى و حرام نمكى مردم گيلان مثل بيوفائى و بدطينتى مردم كوفه و شام نسبت به خاندان حضرت خير الانام و به سزا و جزا و پاداش عمل نافرجام خود رسيدن در هر عصر و زمان تا انقراض دوران عالم و عالميان الى اخر الزمان الحق اگر كسى از خداوندان ذوى الابصار و اهل ذهن و كياست و فطانت روزگار بعد از ملاحظه و مطالعهء اين كتاب ، به نظر تأمل و تجربه كه مدام در اوضاع اهالى گيلان از ظلم و بدعت و هوان مشاهده مىنمايند مطالعه فرمايد ، يقين داند كه كفران نعمت و حرام نمكى با ولى النعم قديمى آخرش اثر چنين خواهد بخشيد . بيت : مكن كفران نعمت زانكه كفران * چو نيكو بنگرى باشد دو كفر آن درست است اين سخن نزد خردمند * نيابند اهل كفران بوى غفران مشاهده و ملاحظه نشده بود . ساغ و صادر شده بود تأليف نمايد و نشاء اقبال بيزوال پادشاهى ظل حضرت الهى و ارتفاع اعلام نصرت فرجام خوانين عظام ذوى العزت و الاحترام و اولياى دولت ابدى انتظام را كما هو المشروع مرقوم نمايد . چون صادرات و ساغات مسطوره حسب الواقع به تحرير درآمد بفكر آن افتاد كه بتوفيق الهى و بعون عنايت نامتناهى تعالى شانه شمه‌اى از حالات ملوك و سلاطين و امرا و عظماى گيلانات و مازندران و گسكر و آستارا و لنگركنان كه هركدام ايشان به سبب عداوت و انكار خادمان دودمان امامت و ولايت نشان از ميان رفته‌اند و عروس ممالك دار المرز بى مزاحمت اغيار و ممانعت اشرار بعون عنايت حضرت پروردگار جل جلاله و عم احسانه و نواله بمؤداى كريمهء تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ در كنار اقبال آثار اولياى دولت قاهره درآمده بقلم شكسته رقم درهم بسته آيد بيت : گرچه مرا طاقت « 1 » گفتار نيست

--> ( 1 ) - بالاى لغت « طاقت » با قلمى ريزتر كلمهء « قوة » نوشته شده است